عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

31

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

لشكر نموده به سيرجان رسيده است . فكر و انديشهء بهرامشاه و مؤيد الدّين مضاعف شد . تدبير كردند كه ملك تورانشاه برادر بزرگتر است با او مصالحه مىبايد كرد و مادر را با چند نفر از خواصّ به جانب سيرجان فرستاد كه ميان ايشان شايد اصلاحى تواند كرد . مزاج تورانشاه از اين معنى دور بود . با مادر گفت ، بيت : من مىنكنم خصومت از راه مجاز * من ملك پدر به تيغ مىجويم باز خاتون « 1 » چون مزاج پسر معلوم كرد به برادرش نوشت كه لشكرى بيگانه و شوكتى تمام با وى است . آن فرزند بايد كه فكر صلاح خود كند . بهرامشاه و مؤيد الدّين ريحان بعد از تدبير و مشاوره فكر ايشان بر آن قرار گرفت كه ملك مؤيد ايبه پدر طغانشاه كه در عهد خروج غز به نيشابور بود و اكثر بلاد خراسان را در تصرّف گرفته بود و به درجهء پادشاهى رسيده در آن ايام حاكم خراسان بود پيش آورند . از آن طرف ملك تورانشاه با لشكر فارس [ متوجّه بردسير گشته ، ازين طرف بهرامشاه و مؤيّد الدّين ريحان راه خراسان پيش گرفتند . ملك تورانشاه با لشكر فارس ] « 2 » به بردسير رسيد . چند ديلم كه مقيم دروب بودند و قضات شهر ، در حفظ دروازها و ضبط حصار جدّى نمودند . لشكر فارس بر ظاهر شهر و نواحى دست به خرابى بردند . چهار روز بدين نوع بگذشت . روز پنجم ملك ارسلان از جانب بم به قصد بهرامشاه متوجّه شده « 3 » بر سر تورانشاه و لشكر فارس رسيد . بيت : روزى مگر كه طوطى طبعم [ بر اميد ] « 4 » * بر طمع پسته آمد و بر شكر افتاد چون عنايت ربّانى و تأييد آسمانى او را مساعدت « 5 » نمود با هفتصد « 6 » سوار ، پنج هزار مرد فارس را هزيمت كرد . در آن يك هفته سه پادشاه در كرمان حكومت كردند . [ ممالك كرمان ] « 7 » ملك ارسلان شاه را مسلّم شد . ملك تورانشاه باز به فارس رفت . بعد از شش ماه

--> ( 1 ) همه نسخه‌ها جز مل : خواتون . ( 2 ) اين عبارت را با ، ما ندارند . ( 3 ) با ، گ ، ما ندارند . ( 4 ) فقط در مو . ( 5 ) با ، گ : مساعد . ( 6 ) اساس : سيصد . ( 7 ) با ندارد .